..... به سراغ من اگر مي آئيد ، نرم و آهسته بيائيد ؛ مبادا كه ترك بردارد چيني نازك تنهائي من ..... www.biabazykon.blogfa.com

آواز بهار

     
 

 

 

 
شنبه ٢۱ دی ،۱۳۸٧

مثــل مــداد بــاش !

یک مداد پنج صفت داره که اگه به دستشون بیاری، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی :

 

1. مداد همیشه یه اثری از خودش به جا می گذاره. پس بدون هر کار در زندگیت می کنی، ردی از تو به جا می گذاره و سعی کن نسبت به کارهایی که می کنی، هشیار باشی و بدونی چه می کنی.

 

2. با کمک مدادتراش می تونه به ظرافت اثرش اضافه کنه. پس بدون که اگه رنج هایی رو تحمل کنی،  باعث می شه انسان بهتری بشی.

 

3. مهم نیست شکل خارجیش چی باشه، همه به زغال درونش اهمیت می دن. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبره و هیچ گاه از درونت غافل نشو.

 

4. اشتباهاشو میتونه با پاک کن پاک کنه. تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای اینکه خودت رو در مسیر درست نگهداری، مهمه.

 

5. دستی اونو به حرکت وا میداره. هرگز فراموش نکن که دستی وجود داره که هر حرکت تو رو هدایت می کنه. اسم این دست خداست، او همیشه تو رو در مسیر اراده اش حرکت مبده. پس خودتو به تقدیرش بسپار و از قید بایدها و نبایدها رهاشو...

 
  لینک

 

 

 
سه‌شنبه ۱٧ دی ،۱۳۸٧

شیشه عمر

در آخرین روز ترم پایانی دانشگاه، استاد جعبه سنگینی را داخل کلاس درس آورد. یک لیوان بزرگ شیشه ای از جعبه بیرون آورد و روی میز گذاشت. سپس چند قلوه سنگ از درون جعبه برداشت و آنها را داخل لیوان انداخت. آنگاه از دانشجویان که با تعجب به او نگاه می کردند، پرسید: آیا لیوان پر شده است؟

همه گفتند: بله، پر شده.

استاد مقداری سنگ ریزه را از جعبه برداشت و آن ها را روی قلوه سنگ های داخل لیوان ریخت. بعد لیوان را کمی تکان داد تا ریگ ها به درون فضاهای خالی بین قلوه سنگ ها بلغزند. سپس از دانشجویان پرسید: آیا لیوان پر شده است؟

همگی پاسخ دادند: بله، پر شده!

استاد دوباره دست به جعبه برد و چند مشت شن را برداشت و داخل لیوان ریخت. ذرات شن به راحتی فضاهای کوچک بین قلوه سنگها و ریگ ها را پر کردند. استاد یک بار دیگر از دانشجویان پرسید: آیا لیوان پر شده است؟

دانشجویان همصدا جواب دادند: بله، پر شده!

استاد از داخل جعبه یک بطری آب را برداشت و آن را درون لیوان خالی کرد. آب تمام فضاهای کوچک بین ذرات شن را هم پر کرد. این بار قبل از اینکه استاد سوالی بکند دانشجویان با خنده فریاد زدند: بله، پر شده!

بعد از آن که خنده ها تمام شد، استاد گفت:

این لیوان مانند شیشه عمر شماست و آن قلوه سنگها هم چیزهای مهم زندگی شما مثل سلامتی، خانواده، فرزندان و دوستانتان هستند. چیزهایی که اگر هر چیز دیگری را از دست دادید و فقط این ها برایتان باقی ماندند، هنوز هم زندگی شما پر است.

و ادامه داد: ریگ ها هم چیزهای دیگری هستند که در زندگی مهمند، مثل شغل، ثروت، خانه. و ذرات شن هم چیزهای کوچک و بی اهمیت زندگی هستند.

اگر شما ابتدا ذرات شن را داخل لیوان بریزید، دیگر جایی برای سنگ ها و ریگ ها باقی نمی ماند. این وضعیت در مورد زندگی شما هم صدق می کند.

 

در زندگی حواستان را به چیزهایی معطوف کنید که واقعاً اهمیت دارند، همسرتان را برای شام به رستوران ببـرید، با فرزندانتـان بازی کنید و به دوستان خود سر بزنید. برای نظافت خانه یا تعمیـر خرابی های کوچک همیشه وقت هست. ابتدا به قلوه سنگهای زندگیتان برسید، بقیه چیزها حکم ذرات شن را دارند.

 
  لینک

 

 

 
یکشنبه ۱٥ دی ،۱۳۸٧

خدا کجا رفتی؟ پس چرا نمی بینمت ؟

من الان بهت نیاز دارم ...

 

دلم گرفته بود و صدات کردم

یادته؟

گفتم : خدایا ، پس تو کجایی؟

جوابم رو دادی، حس کردم

درست  همون وقتی که آروم شدم

امیدوارم این آرامش همیشگی باشه

می دونم که هست ، چون تو بهم آرامش رو دادی

وقتی فهمیدم کجایی ، درست کنار قلبم و تو تک تک نفسهام

خیلی دوستت دارم...

 

پاییز هم رفت ، مثل همه برگهایی که تو زندگیم اومدن و با یه باد پاییزی رفتن

لذت زمستون ، تو استوار بودنشه

سفیدی برف تمام سیاهی های ذهن و روح رو پاک می کنه

 

 
  لینک

 

 

 
شنبه ۱٤ دی ،۱۳۸٧

می خواستم زندگی کنم، راهم را بستند؛

ستایش کردم، گفتند: خرافات است؛

عاشق شدم، گفتند: دروغ است؛

گریستم، گفتند: بهانه است؛

خندیدم، گفتند: دیوانه است؛

دنیا را نگه دارید، می خواهم پیاده شوم ...

دکتر علی شریعتی

 

 

به سه چیز تکیه نکن :

غرور، دروغ و عشق

آدم با غرور می تازد؛

با دروغ می بازد

و

با عشق می میرد...

دکتر علی شریعتی

 
  لینک

 

 

 
چهارشنبه ۱۱ دی ،۱۳۸٧

تنهایی را دوست دارم

زیرا بی وفا نیست.

تنهائی را دوست دارم

زیرا عشق دروغین در آن نیست.

تنهائی را دوست دارم

زیرا خداوند هم تنهاست...

 

واما تو ای همبازی ایام کودکی:

هر گاه دفتر محبت را ورق زدی

هر گاه در زیر پایت صدای خش خش برگ ها را احساس کردی

هر گاه میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خا موش دیدی

برای یک بار در گوشه ای از ذهن نه با زبان بلکه از ته قلب بگو:

یادش بخیر

 
  لینک

 

 

 
سه‌شنبه ۱٠ دی ،۱۳۸٧

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همینجاست، بخند

دست خطی که ترا عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی

کل دنیا سراب است ، بخند

آن خدائی که تو بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخند

 
  لینک

 

ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ

آنجلا





آنلاينم آيا ؟


ارسال ایمیل
نویسندگان وبلاگ
آنجلا

آواز بهار 2
F
R



انجمن ایرانیان دانشگاه ساسکاتون




آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
  RSS 2.0