..... به سراغ من اگر مي آئيد ، نرم و آهسته بيائيد ؛ مبادا كه ترك بردارد چيني نازك تنهائي من ..... www.biabazykon.blogfa.com

آواز بهار

     
 

 

 

 
جمعه ٢٤ آذر ،۱۳۸٥

گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي

با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد

 
  لینک

 

 

 
سه‌شنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸٥

گفتم: «لعنت بر شيطان»! لبخند زد.

پرسيدم: «چرا مي خندي؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام مي گيرد»

پرسيدم: «مگر چه كرده ام؟» گفت: «مرا لعنت مي كني در حالي كه هيچ بدي در حق تو نكرده ام»

با تعجب پرسيدم: «پس چرا زمين مي خورم؟!»

جواب داد: «نفس تو مانند اسبي است كه آن را رام نكرده اي. نفس تو هنوز وحشي است؛ تو را زمين ميزند» پرسيدم: «پس تو چه كاره اي؟»
پاسخ داد: «هر وقت سواري آموختي، براي رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواري بياموز. در ضمن اين قدر مرا لعنت نكن!» گفتم: «پس حداقل به من بگو چگونه اسب نفسم را رام كنم؟»

در حاليكه دور مي شد گفت: «من پيامبر نيستم جوان» ...!

 
  لینک

 

ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ

آنجلا





آنلاينم آيا ؟


ارسال ایمیل
نویسندگان وبلاگ
آنجلا

آواز بهار 2
F
R



انجمن ایرانیان دانشگاه ساسکاتون




آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
  RSS 2.0